سيد علي اكبر قرشي
79
قاموس قرآن ( فارسي )
آنها را دوست نداريد و بايد بگوئيد : هميشه ميان ما و شما عداوت و كينه هست . فقط از اين جدائى و عداوت قول ابراهيم را استثناء ميكنم كه بپدرش گفت : براى تو از خدا آمرزش خواهم خواست . شما هم با وجود عداوت ، ميتوانيد براى مشركان آمرزش بخواهيد چنان كه او خواست . و بعبارت ديگر ، مانند ابراهيم باشيد هم در عداوت با مشركان و هم در خواستن توفيق ايمان براى آنها . و بتعبير سوّم : ابراهيم براى شما سر مشق خوبى است هم در عداوت مشركان و هم در استغفار براى آنان . دليل ديگر اين مطلب آن است كه در ذيل آيات فوق آمده * ( « لا يَنْهاكُمُ الله عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ الله يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ » ) * ممتحنه : 8 . يعنى خدا شما را از نكوئى كردن و انصاف ورزيدن با كسانى كه در كار دين با شما جنگ نكرده و از ديارتان بيرون ننمودهاند ، منع نميكند آزر مشرك بود ولى در كار دين با ابراهيم جنگ نكرده بود « 1 » و او را از خانه بيرون ننموده بود ، چه مانعى داشت كه آنحضرت با او نكوئى كند و كدام نكوئى بالاتر از آنست كه بگويد : خدايا به او توفيق ايمان بده و بيامرز . مگر حضرت رسول صلَّى الله عليه و آله و سلَّم در حق مشركان نميگفت : « اللَّهمّ اهد قومى فانّهم لا يعلمون » . بسيار بسيار عجيب است كه مفسّران شيعه و سنّى * ( « إِلَّا قَوْلَ إِبْراهِيمَ » ) * را از « اسوة » استثناء گرفته و گفتهاند : مقصود اين است كه از ابراهيم پيروى كنيد مگر در استغفار براى پدرش ، براى نمونه بتفسير مجمع البيان ، صافى ، كشّاف جلالين ، ابن كثير ، طنطاوى ، مراغى فخر رازى ، طبرى ، درّ منثور ، ابو الفتوح و منهج الصادقين ، رجوع كنيد خواهيد ديد كه استثناء را از « اسوة » گرفته و گفتهاند : يعنى از ابراهيم پيروى كنيد مگر در استغفار براى پدرش كه در اين كار نبايد
--> « 1 » مگر آنكه مخالفت او را با ابراهيم ، جنگ حساب كنيم با وجود آن باز استغفار مانعى نداشت